
“اسماعیل کهرم”
مردی با دغدغه های بی پایان درباره محیط زیست و حیات وحش
دغدغه های او نه سیاست است، نه فرهنگ، نه دیگر متاع های رایج امروزی. دغدغه اصلی او محیط زیست است.محیطی زیستی که شرایط اقلیمی خاص ایران باعث شده عرصه برای موجودات بی زبان تنگ باشد و اشتهای سیری ناپذیر ما برای دخل و تصرف در این طبیعت ، عرصه را بر آنها تنگ تر هم می کند
اسماعیل کهرم را دوست دارم چون زبان حال طبیعت و موجودات بی زبانی شده که خود نمی توانند حق خود را از آدمیان بستانند.
دغدغه های کهرم بسیارند: از نیزارهای در معرض نابودی هامون تا سنجاب های زاگرس و درختان بلوطی که برای دستیابی به سنجاب ها در آتش می سوزانند. از جاده کشی های بی حد و حصر و دخالت در اکوسیستم طبیعی یک منطقه تا قطع درخت های شمال و از تالاب انزلی تا یوز پلنگ های در حال انقراض
اسماعیل کهرم برای دریاچه زیبای پریشان، پریشان است. او حتا حالات درونی ببرهای وارادتی از روسیه را هم برانداز کرده است. کهرم مردیست که وقتی صحبت از خطر نابودی محیط زیست می کند اشک به چشمانش می آید. اشک هایش را دوست دارم
دکتر کهرم بیشترعلاقهمند است خود را شكاربان بنامد تا دکتر یا فعال محیط زیست
ایران به کهرم های بیشتری نیاز دارد. آرزو می کردم که اگر یکبار دیگر بدنیا می آمدم مانند او باشم
وقتی از جاده ای عبور می کنی و ناگهان ، جانوری مقابلت ظاهر می شود. زیرش میکنی و لعنتی می فرستی و اگر خیلی هنر بکنی پول خون او را با سکه ای که به بیرون پرتاب می کنی، می پردازی. از کهرم یاد گرفتم که این ما هستیم که به حریم آنها تجاوز کرده ایم. محیط زیست او را با چالش روبه رو کردیم و جانشان را به خطر انداخته ایم.
زمانی فکر می کردم که باید در منصب بالاتری باشد. اما کهرم دقیقاً در جایگاهی که باید، قرار گرفته. او نقش خود را بخوبی ایفا می کند
اسماعیل کهرم را قدر بدانیم
از همینجا دستانش را می بوسم
پی نوشت: میدانم این پست از نظر برخی بی ربط یا بی ارزش باشد. آنهم ، در شرایطی که عرصه بر انسان ها از جهات زیادی تنگ است .اما برای آدمیان مدافعان زیادی هست اما طبیعت و موجودات آن بی زبانند و بی دفاع و کهرم وکیل مدافع و زبان آنان